قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2868

تاريخ الفي ( فارسى )

خود كه از بطيحه بيرون رفت در اثناء راه بعضى از دهات واسط را تاراج نمود و فساد بسيار از وى به ظهور رسيد . و چون به حوالى واسط رسيد خبر شكست مهلهل را شنيد ، بالضّروره از حركات ناشايست خود پشيمان شده به جانب بطيحه بازگشت . و در اين اثنا شمّه‌اى از مكرهاى دبيس ، كه با مردم مىكرد ، ظاهر شد . و آن‌چنان بود ، كه از اسباب مهلهل مكتوبى به خطّ دبيس و مهر او ظاهر شد كه به مهلهل نوشته بود كه « چون مظفّر بن ابو الخير به تو ملحق شود زنهار ، هزار زنهار كه او را گرفته در بند كنى و آنچه از خراج ولايت بطيحه گرفته همه را بازيافت نمايى . » و واسطيان اين خط را به عينه نزد مظفّر فرستاده ، پيغام دادند ، كه « اينك اين خط آن شخص است كه تو به خاطر او با خليفه و سلطان مخالفت مىورزى . » مظفّر چون بر مضمون اطّلاع يافت ، از يگانگى و اتّحادى كه با دبيس مىورزيد پشيمان و نادم شده و كس نزد خليفه فرستاده عذر گناه خود درخواست نمود . مقارن اين حال خبر رسيد كه سلطان محمود برادر دبيس را ميل كشيده . دبيس « 1 » از شنيدن اين خبر بسيار بدحال شده موى سر خود را بريد ، و سياه پوشيده از غصّه آن شروع در خرابى سواد عراق عرب نموده ، خصوصا ولايت خليفه را ، كه عبارت از نهر ملك باشد ، آن‌چنان خراب كرد كه يك متنفّسى در آنجا نتوانست قرار گرفت . و همهء رعايا گريخته به بغداد رفتند . خليفه مسترشد باللّه از حركات ناشايستهء دبيس به ستوه آمده ، امير آقسنقر را بار ديگر مهيّا ساخته به جنگ او فرستاد ، چنانچه تفصيل آن در وقايع سال آينده نوشته خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى . و از جملهء وقايع اين سال آنكه در سلخ ماه صفر وزير سلطان محمود ، ابو طالب سميرمى « 2 » در بغداد بر دست باطنيّه به قتل رسيد . « 3 » كيفيّت اين واقعه را در تواريخ معتبره چنين آورده‌اند ، كه روزى سلطان محمود از بغداد عزيمت عراق عجم كرده متوجّه آن صوب شد و ابو طالب سميرمى مىخواست كه به حمام رفته متوجّه ملازمت سلطان گردد . بنابراين ، به حمام رفت ، و بعد از غسل چون از آنجا بيرون آمد ، مردم بسيار از سواره و پياده در پيش حمام جمع شده بودند . و او با شوكت و عظمت هرچه تمامتر سوار شده متوجّه اردوى سلطان شد . و چون به بازار مدرسهء خمارتكين رسيد ، به واسطهء تنگى كوچه ، مردم او متفرّق شده جماعتى پيش رفتند و جماعتى از عقب او دوردور مىآمدند و او با جمعى قليل از پياده‌ها در ميان مىرفت و به يك

--> ( 1 ) . در متن به صورت " ديكن " آمده است . ( 2 ) . در متن به صورت سميرامى آمده است . ( 3 ) . بنابه تصريح ابن اثير ، وى وزيرى بيدادگر بود و هنگامى كه به قتل رسيد ، سلطان محمود ماليات‌هاى غيرمنصفانه‌اى را كه او از تاجران و فروشندگان مىگرفت ، برانداخت . وزارت او سه سال و ده ماه بود و سلطان محمود پس از وى وزارت خود را به شمس الملك بن نظام الملك داد .